محمد صالح علا

نظرات عجیب یک تاریخ‌نویس!‌
«توماس کارلایل» فیلسوف، زبان‌شناس و مورخ انگلیسی در تاریخ‌نویسی نظریه‌های عجیب و غریبی داشته است. او آثار خود را بی‌پانوشت و سند نویسانده که عقیده داشته خواننده‌ تاریخ باید به مورّخ اعتماد داشته باشد و از او سند و مرجع نخواهد. مورّخ هم البته تقوای تاریخ‌نویسی داشته باشد و رویدادها را با یقین در صحّت وقوع‌شان تاریخ کند.
کارلایل می‌گوید: تاریخ‌نویس نباید با نوشتن پانوشت، مسئولیت را به گردن دیگرها بگذارد. اما عجیب‌ترین عقیده‌ این متفکر انگلیسی این است که تاریخ متعلّق به قهرمان‌ها ونخبگان است. آنها مستحق رهبری جوامع‌اند و اساساً  تحول در تاریخ به‌وسیله‌ شخصیت‌های بزرگ ایجاد می‌شود.
 مرد بزرگ مافوق محیط‌ نیست، او مخلوق زمان نیست بلکه خالق آن است. او نوکر تاریخ نیست، بلکه مخدوم تاریخ است و اصولاً تاریخ عالم، سرگذشت زندگی بزرگان است. ما هم باید سر تعظیم سمت آنها خم کنیم و به توفق آنها نسبت به خودمان آگاه باشیم. 
حتی مردان بزرگ را پرستش کنیم که بزرگان بهتر از هر کسی خیر و شر را تمییز می‌دهند. مردم نمی‌توانند معماهای مشکل زندگی را حل کنند. همه محتاج رئیس و سرپرست‌اند. ضمناً  او به دموکراسی عقیده ندارد، اما اصرار دارد که مردم هیچ‌کاره‌اند. همه‌کاره‌ عالم بزرگان اند. دراین‌باره کتابی هم تالیف کرده که چلانده‌ عنوان آن قهرمانان است.
این کتاب چند بخش دارد. آنچه که مقصود من است، در بخش سوم کتاب است.
 او در بخش سوم کتابش از «دانته آلیگیری» شاعر ایتالیایی و ویلیام شکسپیر غزلسرا و نمایشنامه‌نویس انگلیسی شاهد آورده و بخش مهم دیگری هم در کتاب هست که من حالا از آن حرفی نمی‌زنم. زیرا با این نمونه‌ها قابل مقایسه نیست. 
اما او درباره‌ شکسپیر نوشته که اگر از ما مردم انگلستان بپرسند شما بین هندوستان و شکسپیر، یکی را انتخاب کنید یا ما می‌خواهیم یکی را از دست بدهیم، هندوستان یا شکسپیر؟... ما می‌گوییم کشور هندوستان از آن دیگرها باشد و شکسپیر از آن ما. 
این خوب است که کسی ثروت علمی ـ ادبی را از ثروت بیکران مادی سودمندتر بداند؛ اما کارلایل انگلیسی در این نظریه‌ هندوستان را با انبار خانه‌ خودشان مقایسه کرده. او مردم نژاده‌ هندوستان با فرهنگی ژرف و تاریخی را رایگان می‌بخشد، نه به خود هندوستانی‌ها؛ به دیگرانی چون خودشان. شوربختانه امروزه این دیدگاه در  طیفی از سیاستمداران و نظریه‌داران هموطنش رسوب کرده و من خودم اسناد تاریخی را دیده‌ام که آنها پیشنهاد کرده‌اند شما به جای ما گریه کنید، گرسنگی بکشید ولی زحمت شاد بودن و خوب زندگی کردن با خود ما. هنوز نمی‌دانند عادت به برنده بودن، نه اخلاقی است و نه انسانی. 

شما چه نظری دارید؟

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
0 / 400
captcha

پربازدیدترین

پربحث‌ترین

آخرین مطالب

بازرگانی